تجربيات آموزشي

انتقال اطلاعات و تجربيات در پايه ي پنجم

هنر در مقطع ابتدایی

اهداف هنر در مدارس ابتدایی:

·       کمک به تحقق اهداف آموزش و پرورش دوره ابتدایی    

·       آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته‌های هنری

·       توجه به زیبایی‌های طبیعت

·       توجه به توانایی‌های خود و کسب اعتماد به نفس

·       تمایل به ابزار افکار، علایق و احساسات

·       توانایی در انجام صحیح حرکات

·       توانایی در گفتار

·       توجه به حفظ میراث فرهنگی و احترام به هنرمندان و آثار هنری

·       تمایل به مشارکت در فعالیت‌های هنری گروهی

·       تقویت حس زیباشناس

·       آموزش هنر به کودکان و نوجوانان به منظور پرورش خلاقیت‌ها و کشف استعدادهای هنری آنان و پرورش نخبگان فرهنگ و هنر جامعه طی سالیان تحصیل

·       نقش بسیار مهم در زنده نگاه‌داشتن و باروری ابعاد مختلف شخصیت کودکان و نوجوانان

·       هنر راهی برای بیان احساسات و اندیشه‌های دانش‌آموزان

·       هنر بهترین وسیله برای تحریک دل کودکان و نوجوانان به منظور ترغیب آنها به سوی «حق» و ایجاد «بصیرت» در آنان.

مشکلات و راهکارهای درس هنر در مقطع ابتدایی:

·       نبود کارگاه هنر در مدرسه: یکی از کلاس‌های مدرسه به فعالیت‌های هنری اختصاص داده شود تا دانش‌آموزان هر کلاس در زنگ هنر فعالیت‌هایشان را در آن جا انجام دهند.

·       نبود همکار متخصص هنر در مقطع ابتدایی: معلمان هنر در سطح  دوره ابتدایی شناسایی و از وجود آنها برای آموزش هنر استفاده شود برای معلمانی که مهارت‌های ویژه هنری دارند انگیزه معنوی و مادی فراهم شود.

·       آشنا نبودن معلمان با اهداف و برنامه‌های درس هنر: ضرورت دارد دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای آنان برنامه‌ریزی و اجرا گردد.

·       آزادی بی‌قید و شرط دانش‌‌آموزان در زنگ نقاشی: بهتر است مربی آنها را راهنمایی کند تا از تکرار عناصر در کار پرهیز نمایند و این امر به منزله سلب آزادی هنری نمی‌باشد بلکه پیشگیری از عادات غلط و ناشیانه و در مقابل، افزایش قدرت دید و ایجاد مهارت بیشتر در آنها است.

·       عدمت توجه مدیران به نقش هنر در تربیت دانش‌آموزان: ابلاغ پیام‌های تربیتی و هر نوع محتوای مورد نظر اگر با جاذبه‌های هنری و ادبی همراه باشد، موفقیت و اثربخشی آنها چند برابر می‌شود و این پیام‌ها اگر بر محمل هنر سوار شوند به نیکوترین شکل و ماندگارترین حالت بر جان و دل دانش‌آموزان اثر خواهند گذاشت.

·       عدم توجه به ارزش هنر در غنی‌سازی اوقات فراغت: اوقات فراغت،‌ لحظاتی است که دل فارغ و آسوده باشد، آماده خوب دیدن، خوب فکر کردن و قبول باورها.

·       عدم آشنایی همکاران به جنبه‌های مختلف کارهای هنری در زنگ هنر: هنر می‌‌تواند زمینه‌های رشد در جنبه‌های مختلف روانی، عاطفی و دینی را فراهم سازد برای مثال نمایش می‌تواند تاثیرات تربیتی خاصی بگذارد که برخی از این تاثیرات از دیگر هنرها نظیر نقاشی یا خوش‌نویسی ساخته نیست.

مشکلات تدریس هنر ، تنها زمان اندک آن و انتظارات دانش آموزان برای فراگیری بیشتر و بهتر هنر نیست. بسیاری از مشکلات تدریس هنر در مدارس ابتدايي، ناشی از نقص کتب آموزشی و نگاه کهنه و قدیمی سیاست گذاران آموزشی است . چگونه می توان بر مشکلات درس "آموزش هنر" در مقطع ابتدايي غلبه کرد؟ چگونه می توان میزان رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر افزایش داد؟ چگونه می توان درس هنر را زمینه بروزخلاقیت در دانش آموزان ابتدايي قرار داد ؟ و مهم ترین سوال : چگونه می توان بروزخلاقیت در دانش آموزان و رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر در درس هنر ابتدايي برطرف کرد؟ این سوالات از جمله سوالاتی است که با رسیدن به جواب آن می توان بر بسیاری از مشکلات تدریس هنر فائق شد و فرایند تدریس و آموزش هنر هم برای معلم و هم برای دانش آموزانش شیرین تر شود. مفاهیم هنر به رقم غوطه وری مان در کشوری هنر آفرین و هنر پرور چندان شناخته شده نیست و در حال حاضر قابلیت های هنر در زندگی روزمره و نظام آموزشی چندان شناخته شده نیست. با تعریف صحیح هنر و آشنا شدن به قوت های آن پی می بریم که تا چه حد از این نیروی نهفته در اصالت های فرهنگی و ملی مان غافل بوده ایم و نتوانسته ایم بهره چندانی در تربیت و تعلیم دانش آموزان داشته باشیم. علاوه بر ایجاد پیوستگی‌ و اتصال‌ فرهنگی‌ در دانش آموزان ضمن‌ آموزش‌ که یکی‌ از اهداف‌ مورد انتظار نظام های آموزشی است توجه به پرورش خلاقیت نیز برای جهش فرهنگی که نوعی جهش فکری را پدید می آورد در کناراین مشخصه در نظر گرفته می شود. و همین عامل در نظام های آموزشی به عنوان یک مشخصه و پارامتری قلمداد می شود که آموزش‌ نوین‌ را از آموزش‌ سنتی‌ متمایز می‌سازد. در عرصه‌ی‌ آموزش‌ هنر امروز، "خلاقیت‌" یک عنصر اساسی‌ آموزش‌ را تشکیل‌ می‌دهد که متناسب با نیاز نظام آموزشی بر این ویژگی آموزش هنر در برنامه های درسی قرار گرفته است. توجه به پرورش خلاقیت در دانش آموزان با توجه نیاز روز افزون جامعه ایران اسلامی به خود کفایی کشور روز به روز در نظام آموزشی جای خود را باز می کند و به همین تناسب لازم است توجه به بالا بردن خلاقیت در تربیت دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. تعریف خلاقیت مورد انتظار در دانش آموزان حد خاصی ندارد ولی تعرف این هدف بر اساس حداقل ها این است که دانش آموز بتواند در طول یک سال آموزشی بتواند نیازهای آفرینشی خود را که در وجود درونی اش قرار گرفته پیدا کرده و متناسب با آن به آفرینشی دور از تقلید دست بزند. در فرآیند آفرینندگی دانش آموز با لذت بردن از کشفی که از درون خود کرده است نه تنها به اهداف آموزشی درس هنر می رسد که در صورت توجه بیشتر با خلق آثار هنری که ناشی از نیروی بدست آمده اش در درس هنر می باشد زمینه خلاقیتش برای کشف و آفرینش در حوزه های دیگر علوم نیز فراهم می شود. در جریان درس "آموزش هنر" هم و غم معلم نباید با زمانی اندک و امکانات محدود صرفا آموزش باشد نقاشي باشد. وانگهی‌، نظام‌ آموزش‌ رسمی‌ و همچنین‌ آموزش‌ آزاد هنر هیچ‌ یک‌ نمی‌توانند زمانی‌ نامحدود و برنامه‌ای‌ فردی‌ برای‌ آموزش‌ تدارک‌ ببینند. ازاین‌رو، آن‌چه‌ که‌ به‌واقع‌ عملی‌ و امکان‌پذیر است‌، انتقال‌ دانش‌ و فن‌ هنری‌ و تا حدودی‌ اخذ مهارت‌ است‌. توفیق‌ در این‌ برنامه‌ها به‌ مفهوم‌ پرورش‌ استعدادهای‌ ناآشکار و زمینه‌سازی‌ برای‌ آغاز کار هنری‌ است‌، همان‌ هدفی‌ که‌ آموزش‌ هنر دنبال‌ می‌کند. مطابق اهداف نظام آموزشی هدف از گنجاندن درس "آموزش هنر" تربیت هنرمند نیست که البته این تربیت اگر صورت بگیرد خیلی آرمانی و قابل ستایش است بلکه هدف اصلی پرورش دانش آموز متاثر از ارزش های موجود در هنر است و بدیهی ترین این ارزش ها پرورش دانش آموزانی خلاق و پویاست . بر همین اساس باید دید چگونه می توان بر مشکلات درس " هنر" در ابتدايي غلبه کرد و این درس را به عنوان درسی لذت آفرین و جذاب ارائه کرد تا دانش آموزان با جدای از مشکلات حاشیه ای این درس به اهداف اصلی آن پی ببرند؟ در ذیل مواردی از مهم ترین مشکلات موجود در سر راه آموزش هنر وجود دارد؛ بیان می شود تا با در نظر گرفتن آن بتوان قسمتی از مشکلات این درس را با تالیف جدید کتب رفع کرد. 1-کم‌اهمیت‌ بودن‌ درس‌ هنر به‌ نسبت‌ سایر دروس‌ از منظر بسیاری‌ از مسئولان‌ و سیاستگذارن‌ امر آموزش‌ 2- فقدان‌ تعریف‌ صریح‌ از شرح‌ درس‌ هنر و اهداف‌ آموزش‌ هنر 3- کمبود وقت : 2 ساعت براي كلاس چهارم و پنجم  برای تدریس هنر در نظر گرفته شده است که برای تدریس هنر خیلی کم است. 4- بسته‌بودن‌ نظام‌ و فضای‌ آموزشی‌ نسبت‌ به‌ هرگونه‌ نوع‌آوری 5- پایین بودن آگاهی والدین و دیگر همکاران آموزشی به اهمیت درس هنر 6- عدم‌هماهنگی‌ میان‌ معلمان، نیازهای‌ واقعی‌ آموزش‌گیرندگان‌ و برنامه‌ریزان‌ دروس‌ هنر 7- عدم‌ وجود پیش زمینه های‌ آموزش‌ هنر از دوران‌ مهدکودک‌ و پیش‌دبستانی‌  8- فقدان‌ فضای‌ مناسب‌ برای‌ برگزاری‌ کلاس‌های‌ هنر 9- کمبود و در بسیاری‌ از موارد عدم ‌وجود وسایل‌ کمک‌آموزشی‌ 10- عدم‌تطبیق‌ دروس‌، سرفصل‌ها و نوع‌ آموزش‌ هنر با نیازهای‌ واقعی‌ جامعه‌ بررسی دلیل شکست دانش آموزان در تحصیل به مطالعه دقیق احتیاج دارد، تنبلی یا بی میلی را نمی توان تنها دلیل عقب افتادگی تحصیلی دانست. گاهی علت شکست دانش آموزان را باید در خانواده، گاه در مدرسه و معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشی و وضعیت اقتصادی جستجو کرد.

مدرسه درمیان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه جایگاه ویژه ای دارد. درواقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های مختلف جسمانی، عقلانی، اخلاقی، هنری و غیره پرورش پیدا می کنند.مدرسه کانونی است که در آن دانش آموز در معرض تجربیات جدید قرار می گیرد و وجود همکلاسی ها، شرایط و روابط تازه، عرصه ای را برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می کند، درنهایت آموزش رسمی، فرد را برای یادگیری میراث فرهنگی جامعه در قابل تعلیمات مدرسه اي آ ماده مي باشد.
اودلوم معتقد است که نظام آموزشی امروز برای نیازهای مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشد و باتوجه به تفاوت های فردی آنان کافی نیست، نظام آموزشی چنین است که به دانش آموز هرچه گفته می شود، باید انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعی تنبیه و زندگی برای او تلخ می شود. اگر مطالب آموختنی برای دانش آموزان جالب نباشد به طرف آن نمی روند. جالب توجه بودن برای روان ما شبیه اشتهای به غذا برای جسم است. همان طور که جسم غذای ناخوشایند را رد می کند، فکر ما نیز غذای نامطبوع را رد می کند. موفقیت یک نظام آموزشی مستلزم وجود
۵رکن است:
۱) برنامه تحصیلی مناسب
۲) معلمان کافی و با صلاحیت
۳) کتاب ها و وسائل درسی مناسب
۴) آموزشگاه های مطابق با وضعیت جغرافیایی و با کیفیت مناسب
۵) سازمان اداری مطابق با مقتضیات اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی کشور.
چنان چه برنامه با مرحله سنی کودک مناسب نباشد یا محتوای زیاد و غیرضروری را شامل شود و کتاب ها ازنظر محتوا کهنه یا تکراری باشد و توزیع آموزشگاه ها در سطح کشور درست صورت نگیرد یا شرط دیگری تحقق نپذیرد به مشکلات تحصیلی و درنتیجه افت آن می انجامد و سرمایه انسانی، اقتصادی زیادی تلف می شود و طبعاً جبران اتلاف نیروی انسانی امکان پذیر نیست و چه بسا نیروهای فکری درجهت درست و مناسب خود رشد نکنند.

نبود فضای مناسب برای تدریس هنر در قالب کارگاه هنر موجب شده است این درس بیشتر به صورت تئوری و نیمه عملی تدریس شود.

مسلما هدف اولیه از گنجاندن این درس مغایر وضعیت کنونی این درس می باشد.

متاسفانه این درس در حالی برای دانش آموزان ارائه می شود که برخی اوقات دانش آموز در همان محیط کلاس  با بیش از 35 نفر مجبور است در نیمکت های تنگی که در اختیار دارد با مفاهیم این درس آشنا شود

مسلما شیرین ترین مباحث درس در این شرایط برای دانش آموز رنج آور تنفر آمیز است.

بر همین اساس دانش آموزان در فراگیری بین دو هنر طراحی و خوشنویسی بیشتر تمایل دارند به هنر طراحی بپردازند تا از آوردن ابزار هنر خوشنویسی که ممکن است برای خود و دوستان شان در فضای تنگ کلاس مشکل آفرین باشد پرهیز کنند.

همچنین نبود کارگاهی برای تدریس این درس مدارس را از داشتن مکانی برای آرشیو آثار هنری دانش آموزان بی بهره ساخته است و به درس هنر به عنوان یک ماده درسی تک ساعته تئوری در آموزشگاه ها نگریسته می شود و به قدرت های ذاتی این درس و این هدیه بزرگ الهی در میان بشریت که به وسیله آن می توان روحیه نشاط  و شادابی و بهتر نگریستن را در پدیده ها و آفرینش پروردگار دست یافت را نادیده گرفت.

کهنه بودن مطالب هنری،جذابیت نداشتن مطالب برای دانش آموز، عدم برخورداری از امکانات نمایشگاهی آثار هنری در مدارس ، عدم توجه مسئولان برای تشویق معلمان به خاطر کم اهمیت جلوه نمودن این درس ،  از موارد دیگری است که کار کردن با این درس براي معلمان با توجه به پیشرفت آموزش های غیر رسمی  مشکل است.

امید است؛ مسئولان با  شناخت منطقی و اصولی از مقوله هنر در سال های آتی بتوانند مشکلات این درس را که یکی از پایه ای ترین مسائل در زندگی تک تک افراد جامعه است از میان برداشته و شرایطی را فراهم کنند که با نگرش صحیح به این درس و قابلیت های آن، نظام آموزشی نوین را رقم زنند

دنیای امروز تغییر و تحول از اصول اساسی و مهم کشورهای پیشرفته و توسعه یافته است و از آن جا که در حوزه های مختلف فرهنگی، علمی و... جامعه مدام درحال تغییر است، نیازهای دانش آموزان نیز دچار تغییرات بنیادین می شوند.

تدوین کتب درسی و تغییر و تحول محتوای آنها و ارائه به دانش آموزان، باید متناسب با نیازهای روز جامعه دانش آموزی باشد و کتب جدیدالتألیف باید براساس این نیازها تغییر یابند.

امروزه حتی با توجه به آموزش نوین و یادگیری، کتب درسی سال های گذشته پاسخگوی نیازهای امروز نیست و باعث گریز دانش آموزان و حتی معلمان از آن کتب می شوند که محتوای کتابها نیاز به بازنگری اساسی دارند.

در سال های گذشته تغییر کتاب های درسی (بعضی کتب) براساس دوره 3 ساله بود، ولی درحال حاضر براساس قانون برنامه سوم توسعه و مصوبه مجلس شورای اسلامی، تغییرات کتاب های درسی به 5 سال افزایش یافته است و براساس این قانون تمامی کتاب های درسی باید از مقطع ابتدایی تا پایان مقطع متوسطه به روز شود.

کتاب های درسی به عنوان اصلی ترین منبع تغذیه علمی، نیازمند استاندارد شدن است و از آنجایی که علوم مختلف و دانش افزایی به روز شده است، لیکن متأسفانه تا به امروز نسبت به درس هنر دوره ابتدايي اجحاف شده است وبهتر است كه كتاب اختصاصي داشته باشد تا معلمان با الگويي اصولي كار كنند. در بیشتر کشورهای پیشرفته، اگر نظری به حوزه هنر در آموزش و پرورش آنها داشته باشیم خواهیم یافت که آن کشورها به این نتیجه رسیده اند که هنر در روند رشد ذهنی و فکری دانش آموزان تأثیر بسزایی دارد و در آن جوامع در کلاس هایشان یک یا دو هنر به صورت مستقل تدریس می شود و کارشناسان آموزش و روانشناسان با توجه به تجربه علمی و عملی هنر به باوری قوی رسیده اند که هنر در آموزش و پرورش می تواند در شکوفایی تخیل و خلاقیت اثرگذار باشد و در کشورهای پیشرفته هنر در مدارس شان جاافتاده و به آن اعتقاد دارند.

امكانات ما براي ايجاد خلاقيت وهنر مندي در كودكان:

امكانات ما تا چه اندازه است و آيا اصولا جواب گوي نياز فعلي جامعه ي جوان ما هست يا خير ؟ آيا مي توانيم با اين امكانات انتظار داشته باشيم كه كودكاني خلاق وهنرمند تربيت كنيم ؟ امكانات براي ايجاد خلاقيت را در سه قسمت بررسي مي كنيم :

الف ) كتب درسي مدارس

كتب درسي و آموزشي ما به دلايل گوناگوني كه از بحث اين مقاله خارج است ، به طور يكسان براي دانش آموزان كل كشور ارائه مي شود . دانش آموز شمال يا جنوب كشور ، باهوش و يا دير آموز از منبع يكساني براي آموزش بهره مي گيرند . حتي مدارس غير انتفاعي كاري فوق العاده تر از توضيح بيشتر همين كتب انجام نمي دهند . اين كتابها به گونه اي تنظيم شده اند كه انگيزه ي كمي براي فعاليت به وجود مي آورند . همين كه دستگاه تعليم و تربيت كتاب را بي كم و كاست به مغزدانش آموزان تحويل داد و او هم طوطي وار آن را حفظ كرد ، انتظار از كتاب درسي تمام مي شود . گرچه سعي شده كه كتاب هاي علوم ابتدايي عوض شده و مقداري به خلاقيت هاي دانش آموزان توجه شود  ، تا هنگامي كه با مشكل توزيع يكسان مواد آموزشي در كشور مواجه هستيم و تا آن هنگام كه برنامه ريزان آموزشي براي كل دانش آموزان تحت پوشش با توجه به مقتضيات فرهنگي ، طبيعي ، اقتصادي و اجتماعي آنان كتاب درسي تهيه نكنند ، مشكل توزيع همسان وجود خواهد داشت .

شكي نيست كه اگر بهترين كتاب هاي درسي را هم داشته باشيم ، باز هم بايد منابعي برا ي مطالعه ي بيشتر معلمين و دانش آموزان در اختيار آنان قرار دهيم . متاسفانه منابع اضافي براي مطالعه يا معرفي نمي شود و اگر هم فهرستي ارائه شود ، به مساله ي كمبود بودجه بر مي خوريم .

ب ) معلم و مسئولان آموزشي

ما از معلم ، دبير و حتي استاد دانشگاه انتظار داريم فرد خلاق تربيت كنند . در حالي كه آنان ابتدا بايد علم كار يا حداقل علاقه اي به ايجاد قدرت خلاقيت در افراد داشته باشند . مي دانيم كه هم علم و هم علاقه براي بروز به ابزار احتياج دارند . مسئولان آموزشي ما با آشنايي با فناوري ، مي توانند طريق ارتباط سريع و صحيح با دانش آموزان را بياموزند بعد با استفاده از ابزار مناسب ، سعي كنند راه به دست آوردن اطلاعات صحيح و دقيق  را به دانش آموزان آموزش دهند تا آنها بتوانند به افق هاي بالاتري از علم دست يابند .

براي ايجاد تفكر علمي در كودكان ، بايد معلم خلاق داشته باشيم تا بتوانند از ابزارها و وسايل ، به طور صحيح استفاده كنند . معلماني هستند كه با كمترين ابزار سعي مي كنند بيشترين بهره ي آموزشي را برسانند . ولي به هر حال وسايلي هست كه راه رسيدن به كار را تسهيل مي كند و وقت معلم را هدر نمي دهد و او مي تواند با استفاده از برخي وسايل به بعد بالاتري از آزمايش و علم همراه با دانش آموزان دست يابد .

گرچه معلمان در مشكلات اقتصادي غرق شده اند ، شكل و حركت مسئولان به گونه اي است كه به تعداد اندكي معلم و دبير خلاق ، توجه داده نمي شود . براي مثال ، در انتخاب بهترين معلمان و دبيراني كه هر سال از طرف وزارت متبوع تعيين مي شوند ، تا چه اندازه به علم و عمل توجه نشان داده مي شود . بخشنامه ها انشاالله دقيق اجرا مي شوند ، ولي در اكثر موارد آنچه تعيين نمي شود ، افراد با صلاحيت علمي است .

بدون آموزش به مسئولان تعليم و تربيت ، نبايد انتظار داشت كه آنها  به مسائل مربوط به خلاقيت دانش آموزان توجه نشان دهند . بايد راه رساندن دانش آموزان به تفكر خلاق را آموزش داد و تا همان حد هم انتظار داشت .

پ ) تجهيزات

براي آنكه بتوانيم در راهي كه شروع كرده ايم يا مي خواهيم آغاز كنيم ، موفق باشيم ، به ابزار و وسايلي خاص نيازمنديم . گرچه در مناطق در مورد تشكيل كارگاه يا آزمايشگاه مركزي براي دانش آموزان اقدام شده است ، متاسفانه اكثر افرادي كه عهده دار كار عملي در اين مكان ها هستند يا تبحربه لازم را ندارند يا چون نمي توانستند در دبستان يا مدرسه راهنمايي آموزگار يا دبير خوبي باشند ، به اين سبب ، آنها را فرستاده اند كه با دانش آموزان كار نداشته باشند !! از طرف ديگر ، دانش آموز حين كار در اين مكان ها بايد به شدت مراقب وسايل باشد ، چه حتي خسارت غيرعمدي به وسايل مستلزم جبران خسارت است و اين مورد هم دانش آموزان را نسبت به انجام دادن كار دلسرد مي كند .

وزارت ، با توزيع جعبه هاي علوم و رياضي در مدارس ، سعي كرده است آموزش را از سخنراني صرف معلمان تغيير دهد . از آنجا كه اين جعبه ها از طريق شركت تاسيس شده تهيه مي گردد به نظر مي رسد بيشتر سوددهي مورد نظر قرار گرفته است ، چون روز به روز از كيفيت وسايل كاسته مي شود و آنچه مورد نظر قرار نمي گيرد ، اين است كه وجود همين جعبه ها ، از قوه ي ابتكار و خلاقيتي كه حتما در آموزگاران است ، مي كاهند .

كتابخانه هايي در مدارس وجود دارد كه از نظر بودجه و كتاب ، وضعيت مشخصي ندارند . در برخي از ادارات واحد كتابخانه و حتي فروشگاه كتاب وجود دارد . دفتر تجهيزات امور مدارس نيز خود را عهده دار وظايفي مي داند . مربيان تربيتي و مديران مدارس با حداقلي از تخصص مي كوشند كتابخانه مدارس را تجهيز و اداره كنند . ولي در اكثر مدارس محيط كتابخانه مناسب نيست ، جايي براي مطالعه وجود ندارد ، كتاب ها روي هم انباشته شده است و ... در نهايت ، دانش آموز جاي براي مراجعه جهت مطالعه ي اضافي در موردي دروس خود  و آشنايي بهتر با درس هنر و خلاقيت را ندارد .

 

نتيجه گيري

تا زماني كه بودجه مساله ي اصلي آموزش و پرورش است ، حرف از ايجاد و پرورش هنروخلاقيت ، كاري بيهوده است چرا كه در هر برنامه ريزي ، در نهايت به اين مساله بر مي خوريم و اگر محل ايجاد خلاقيت را درسطوح بالاي تحصيلي بدانيم ، ظلم عظيمي در حق افردي كه به دلايل متعدد از ادامه تحصيل محروم شده اند نيز روا داشته ايم .

مسئولان آموزشي و امكانات و تجهيزات ما ، به برنامه ريزي جهت ايجاد خلاقيت وهنرمندي كمك نمي كنند ، درصد قبولي ملاك تصميم گيري هاست . همه ي كوشش افراد در اين جهت معطوف مي شود كه دانش آموزان كلمه به كلمه كتاب را حفظ كنند و نقطه به نقطه تحويل دهند . اگر گاهي هم جرقه اي زده مي شود ناشي از برنامه ريزي افراد نيست .اگر معلمان ، دبيران و والدين و رابطه ي آنها را با يكديگر بررسي كنيم ، متوجه مي شويم كه هيچ كدام در اين زمينه نقشي ندارند . زيرا اگر به اين گونه بود ، سال به سال بايد افراد خلاق از منطقه اي خاص از نظر تعداد رشد داشته باشند . كتاب هاي درسي هم مطمئنا مشوق آنها به اين كار نيست و اگر هم افرادي طرحي داشتند به سختي توانسته اند آن را به نتيجه برسانند . چون بقيه آموزشها نسبت به مساله ي خلاقيت وهنر بي توجه بوده اند . معاونت آموزش متوسطه به اين موضوع توجه نشان داده است و جشنواره برگزار مي كند و آنها كه مسئولان اصلي آموزش كودكان اند (آموزش ابتدايي و معلمان) به بوته ي فراموشي سپرده شده اند . اگر علم در كودكي را مانند نقش بر سنگ زايل ناشدني مي دانيم ، بايد ديدگاه و نظر خود را در مورد پرورش قواي خلاقه ي كودكان تغيير دهيم .

 

پشنهادها

1-وقتي سن ايجاد خلاقيت و هنر را قبل از ده سالگي دانستيم ، طبيعي است كه راههاي پرورش آن را بايد در برنامه هاي آموزش ابتدايي جستجو كنيم . پس مرحله ي اول ، تغيير ديدگاه براي پرورش يا آموزش هنر وخلاقيت است .

2- محل شناسايي افراد خلاق و با استعداد فقط كلاسهاي علوم يا رياضي نيست . در ديگر دروس هم افراد  خلاق مي تواند وجود داشته باشند . گرچه هنوز  براي اينكه فرد خلاق شود بهره ي هوشي بالايي ثابت نشده است ولي داشتن حداقل بهره ي هوشي هم لازم است و اگر صرفا كار هنري و عملي و علمي را نشانه ي خلاق بودن فرد مي دانيم ، بهتر است ابتدا با برگزاري برنامه هايي كه احتياج به كار دستي دارد ، براي شناسايي افراد اقدام كنيم . به نظر مي رسد اگر كودكي توانست وسيله اي با مقوا درست كند ، يا جمله اي جديد بنويسد ، رگه هايي از خلاقيت در او وجود دارد . در هر صورت با اجرا و برگزاري برنامه هاي مختلف و با استانداردي صحيح مي توان افراد خلاق را شناسايي كرد .

3- پس از شناسايي افراد خلاق ، مساله ي تحت پوشش قرار دادن آنها هم مهم است . اين تحت پوشش قرار دادن بايد شامل دادن امكانات اضافي براي مطالعه و كار عملي باشد ، نه اينكه آنها را در يك شبانه روزي جمع كنيم و دائما آنها را زير نظر داشته و به  محفوظات آنها دائم بيفزائيم . به هر حال فرد خلاق و هنر مند از خود نيز مي بايد حركت و جوششي داشته باشد .

4- افرادي كه در مراحل اول جزو دانش آموزان تحت پوشش قرار نمي گيرند ، نبايد فراموش شوند . با ايجاد اتاقهاي علمي و هنري ، كه شامل آزمايشگاه هاي محدود ، اتاق هنر،جغرافيا ، رياضي و ... است ، هميشه افرادي را در حال تحقيق و علم آموزي خواهيم داشت . نبايد از شكستن يا خراب شدن ترسيد . چون اگر اين مورد حتي به ذهن راه يابد ، سرانجام كار به هيچ وجه موفقيت آميز نخواهد بود . انتظار نداريم مانند كشورهاي فرانسه و ژاپن باغ هاي علوم ايجاد كنيم ، ولي حداقل امكاناتي لازم است .

5- هر يك يا دو ماه يكبار ، افرادي را از چند منطقه از هر استان گرد آوريم و طي يك آموزش فشرده ، كارهاي گذشته را با آنها مرور كنيم و برنامه هاي جديد را به آنها ارائه دهيم . كتاب هاي علمي و ارزان قيمت در اختيار افراد قرار دهيم ، نتايج كارها را بررسي كنيم و دلگرمي لازم را براي ادامه ي كار به افراد بدهيم .

6- لازم است در اين مورد ، نظر موافق مديران كارخانجات و كارگاه هاي نزديك محل آموزش را جلب كنيم . ما بايد علايق افراد تحت پوشش را به دقت بشناسيم و گردش هاي علمي هدفداري براي انها تدارك ببينيم . شناسايي سنگ ها ،گل هاي بيابان ، نحوه ي آبگيري آنها و ... در يك گردش علمي قابل بررسي است .

7- پس از توضيح اهميت موضوع براي مسئولان ، بايد كار بازنگري كتاب هاي درسي شروع شود . مساله ي بعد ، آموزش معلمان و اهميت دادن به افرادهنر مندو خلاق در اين جمع است . تا زماني كه انتظارات خود را براي معلمان و دبيران نگوئيم ، نبايد انتظار داشته باشيم آنان به مساله ي خلاقيتو هنرمندي  توجه نشان دهند .

8- قبل از هر كار بايد مساله ي بودجه را مشخص و حل كرد . مسئولان بايد بدانند كه دريچه هاي تحقيق بايد براي دانش اموزان گشوده شود و بهره ي آن هم آني نيست كه بلافاصله نتايج مادي آن مشخص شود . متاسفانه معضل اصلي آموزش و پرورش در كشورهايي مانند ايران ، نداشتن بازده اقتصادي مشهود از فعاليت هاي آموزشي فعلي است كه باعث مي شود برنامه ريزان به هر حركت و برنامه ي جديد آموزش و پرورش بي توجه باشند .

منابع:

آیت‌ا... محمدپور، آموزش هنر در مدارس دوره ابتدایی، موسسه منادی تربیت، تهران 1382.

آیت‌ا... محمدپور، مهوش سهیلی، نقاشی دوره ابتدایی، موسسه منادی تربیت، تهران 1382.

کیومرثی غلامعلی، آشنایی با نقش هنر در پیشبرد فعالیت‌های پرورشی مدارس، انتشارات مدرسه، تهران 1386.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط مريم صالحپور  |